کامپوزیت دندان (resin composite) یک مادهی ترمیمی مستقیم است که عمدتاً از سه جزء اصلی تشکیل میشود:
1.فاز رزینی (ماتریکس آلی) — مونومرهایی مثل Bis-GMA، UDMA، TEGDMA و مشابهها که پس از پلیمریزاسیون شبکهای سخت ایجاد میکنند.
2.ذرات پرکننده (fillers) — ذرات شیشهای، سیلیکایی یا سرامیکی در اندازهها و بارگذاریهای مختلف که استحکام، سختی و خواص سایش را میدهند و موجب کاهش جمعشدگی پلیمری میشوند.
3.عامل اتصال (silane coupling agent) — برای چسباندن پرکنندهها به ماتریکس رزینی.
همچنین اجزایی مثل فتواینیشیتورها (مثلاً کامفورکینون) و بازدارندهها، دستیارهای جریاندهی و عوامل رنگ و شفافیت هم در فرمول وجود دارند. این ترکیب سهفازی (رزین + فیلر + سیلان) اساس خواص مکانیکی، نوری و بیوسازگاری کامپوزیتها را شکل میدهد. 
⸻
انواع کلی کامپوزیتها (بر اساس فیلر و کاربرد)
در عمل، تولیدکنندهها انواع مختلفی عرضه میکنند؛ اما از منظر کلی میشه دستههای زیر رو نام برد و ویژگیهای هر کدوم رو توضیح داد:
•میکروفیلد (Microfilled)
ذرات بسیار ریز (مثلاً زیر 0.1 میکرون) — بسیار صیقلی و براق، برای ترمیمهای جلویی (آناتریور) که زیبایی مهمه. اما مقاومت مکانیکی و سایش کمتر از انواع هیبرید دارد.
•میکروهیبرید / هیبرید (Microhybrid / Hybrid)
ترکیبی از ذرات ریز و درشت — تعادل خوبی بین زیبایی و استحکام؛ برای بسیاری از ترمیمهای قدامی و خلفی مناسب است.
•نانوفیلد / نانوهیبرید (Nanofilled / Nanohybrid)
استفاده از نانوذرات یا خوشههای نانو باعث بهبود پولیشپذیری، براقی و خواص سطحی میشود؛ ادعاها حاکی از بهبود مقاومت در برابر سایش و حفظ درخشش است؛ اما در مطالعات بالینی بعضی تفاوتها بین انواع نانویی و هیبرید کلاسیک کم یا ناچیز دیده شده است. 
•فلوئیبل (Flowable composites)
ویسکوزیته پایین، برای پرایمینگ خطوط ریشه، ترمیمهای سطحی یا ترمیم در لایههای داخلی؛ معمولاً بار فیلری کمتر و استحکام مکانیکی پایینتر دارند.
•پکابل یا با بار فیلری بالا (Packable / Posterior composites)
طراحیشده برای ناحیه خلفی با تکیه بر استحکام و مقاومت به فشار جویدن.
•بالتفیل (Bulk-fill composites)
فرموله شده تا بتوان لایههای ضخیمتر (مثلاً 4–5 میلیمتر) را در یک پاس کُر کرد؛ برای تسریع کار در ترمیمهای خلفی طراحی شدهاند اما نیاز به بررسی عمق عملکرد و میزان پخت صحیح دارند. 
•ORMOCER و مصالح پایهسرامیک تقویتشده (مثلاً Ormocer-based composites)
گروهی با ماتریکسهای ارگانوسیلیکونی (ORMOCER) که هدف کاهش جذب آب، بهبود پایداری رنگ و خواص مکانیکی است. نتایج مطالعات نشان میدهد گاهی تفاوتهای آزمایشگاهی وجود دارد ولی در عمل بالینی تفاوت بزرگ و قطعی همیشه ثابت نشده است. 
(نکته: نامگذاری شرکتها و محصولات متفاوت است؛ اما تقسیمبندی بالا بر اساس اندازه و نوع فیلر و مشخصه ویسکوزیته رایج است.)
⸻
چگونه کار میکند؟ (مراحل عمومی قرار دادن رستوریشن کامپوزیت)
1.پاکسازی و برداشتن پوسیدگی یا ساختار خراب دندان.
2.آمادهسازی سطح (etching با اسید فسفریک برای چسبندگی میکرو-مکانیکی یا استفاده از سیستمی که برای ماده مناسب است).
3.اعمال باندینگ (چسب رزینی) و پخت اولیه.
4.قراردادن کامپوزیت لایهلایه (در اکثر موارد توصیه به لِیِرینگ incremental است مگر در مورد محصولات bulk-fill) و هر لایه پخت با لایت-کیور مناسب.
5.شکلدهی، پالیش و فینیشینگ برای دستیابی به آناتومی و براقی طبیعی.
پایداری باند و میزان تبدیل مونومر به پلیمر (degree of conversion) و کیفیت کیورینگ اهمیت بسیار زیادی دارد — اگر پخت نادرست یا ناکافی باشد، خواص مکانیکی و بیوسازگاری کاهش پیدا میکند. 
⸻
مزایای کامپوزیت
•زیبایی (Esthetics): رنگپذیری نزدیک به رنگ دندان، امکان پولیش و براقی بالا، تطابق اپاسیتی و ترانسلونسی — برای ترمیم جلویی بسیار مطلوب است. 
•محافظت بافت سالم دندان: چون کامپوزیت با چسب به ساختار دندان میچسبد، معمولاً نیاز به برداشتن بافت سالم کمتر از مواد سنتی (مثل آمالگام) است. 
•قابلیت ترمیم و بازسازی موضعی: در صورت شکست یا لبپریدگی، اغلب قابل ترمیم با کامپوزیت جدید است (ریپِرِرابل بودن). 
•یک جلسهای بودن در بسیاری از موارد: معمولاً ترمیم مستقیم در یک جلسه کامل میشود.
•انتخاب گسترده از فرمولها: برای کاربردهای مختلف (آناتریور، پوسریور، بُلد-فیل، فلو، اورموصر و…) وجود دارد که دندانپزشک میتواند مناسبترین گزینه را انتخاب کند. 
⸻
معایب و محدودیتها
•حساسیت تکنیکی بالاتر: نیاز به ایزولاسیون عالی (مثلاً رابر دم) و کنترل رطوبت؛ اگر رطوبت وارد محل شود، باندینگ مختل شده و نتیجه ضعیف میشود.
•جمعشدگی پلیمریزاسیون (polymerization shrinkage): هنگام پخت، مادۀ رزینی تا حدی جمع میشود که میتواند تنش در مرز بین دندان و ترمیم ایجاد کند و منجر به نفوذ میکرو(میکرولیکِیج)، حساسیت یا حاشیه نامناسب گردد. سازندگان با افزایش فیلر و تغییر مونومرها سعی در کم کردن این مشکل دارند اما کاملاً حذف نشده است. 
•پایداری رنگ (Staining): در طول زمان بسته به رژیم غذایی و عادات (قهوه، چای، دخانیات) ممکنه دچار تغییر رنگ یا لک شوند و نیاز به تعویض یا پولیش پیدا کنند. 
•عمر مفید و سایش: در نواحی با بار جویدن خیلی زیاد یا در پرشدگیهای بزرگ، ممکن است دوام کمتری نسبت به مواد غیرمستقیم یا ترمیمهای غیرکامپوزیتی داشته باشند؛ نرخ شکست سالانه در بازنگریها معمولاً در حدود 1–3٪ گزارش شده (بسته به مطالعات و نوع ترمیم). 
•آزادسازی مونومرها و مسائل بیواکتیویته: مقدار اندکی از مونومرهای آزاد یا محصولات فرعی ممکن است در مراحل ابتدایی آزاد شوند؛ برای بیشتر بیماران مشکل جدی ایجاد نمیکند اما در موارد حساسیت یا واکنشهای تماسی باید مد نظر قرار گیرد. مطالعات بیوسازگاری این مسائل رو بررسی کردهاند. 
⸻
کارآیی و دوام (Longevity)
بررسیهای سیستماتیک نشان دادهاند که بقای ترمیمهای کامپوزیتی پس از چند سال معمولاً خوب است؛ میانگین نرخ شکست سالیانه برای ترمیمهای مستقیم پشتی بین 1–3٪ گزارش شده و بررسیهای 2–10 سال نشان میدهند بقای کلی میتواند بالای 85–90٪ در بازههای کوتاهمدت تا میانمدت باشد، هرچند برای ترمیمهای وسیعتر یا قرار داده شده در شرایط آموزشی (دندانپزشکان کمتجربه) نرخ شکست بیشتر است. عواملی مثل حجم ترمیم، محل (قدامی/خلفی)، عادات بیمار (دندانقروچه)، و مهارت اپراتور تأثیر زیادی دارند.